عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
493
منازل السائرين ( فارسى )
عبوديت ظرف تجلى ربوبيّت است وقتى صفات ربوبيّت در وجود بنده بنشيند بدان افتخار مىكند به قول حافظ : ملكت عاشقى و گنج طرب * هرچه دارم ز يمن همت اوست من و دل گر فدا شويم چه باك * غرض اندر ميان سلامت اوست 3 . الحياة الثالثة : حياة الوجود ، و هى حياة بالحق و لها ثلاثة أنفاس : نفس الهيبة ، و هى تميت الأعتلال ، و نفس الوجود ، و هو يمنع الانفصال ، و نفس الانفراد ، و هو يورث الاتصال ، و ليس وراء ذلك ملحظ للنظارة ، و لا طاقة للأشارة . حيات وجود ، حيات حضرت احديت است كه سه نفس براى او قابل فرض است : الف ) نفس هيبت كه آغاز غلبهء نور وجود بر بنده است و هر عيب و نقصى را از بين مىبرد ، زيرا اين نفس ذات و رسوم بنده را محو مىكند و ريشه هر عيبى هم از ديدن خود سرچشمه مىگيرد . ب ) نفس وجود كه مانع از انفصال و جدايى مىشود ، در اين مقام بنده همهچيز را به وجود حق تعالى مىبيند ، و اين همان شهود قيوميت حق تعالى نسبت به ماسوى الله است ، به طورى كه بنده همهچيز را قائم به او مىبيند ، به قول حافظ : نظير دوست نديدم ، اگر چه از مه و مهر * نهادم آينهها در مقابل رخ دوست يعنى نه تنها جدايى و انفصال بين اشياء و حق تعالى بر طرف مىشود بلكه هرچه هست قائم به اوست ، مولاى متقيان على عليه السّلام در اين باره مىفرمايد : مع كل شىء لا بمقارنة و غير كل شىء لا بمزايلة . « 1 » خداوند متعال با هرچيزى هست بىآنكه مقارن آن باشد و غير آنهاست نه اينكه جدا باشد . همچنين در قرآن كريم درباره معيّت قيومى حق تعالى مىخوانيم : هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه اول .